الفيض الكاشاني
404
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
هرگاه خود را به آنها منتسب سازد و در تواضع و تقوا و ترس از خدا به آنان شبيه نباشد به زبان حال خود به تبارش آسيب رسانده است . اگر بگويى : پيامبر خدا ( ص ) پس از آن كه به فاطمه و صفيّه فرمود : من شما را در نزد خدا از چيزى بىنياز نمىكنم ، فرمود : جز اين كه شما رحم و نسبى داريد كه اصل آن در دنياست و در مورد امور مربوط به خدا شما را از چيزى بىنياز نمىكنم » « 196 » ؛ و فرمود ( ص ) : « آيا ( فرزندان ) سليم به شفاعت من اميدوارند ولى فرزندان عبد المطلب به آن اميدوار نباشند » « 197 » ؛ اين حديث دلالت دارد كه به زودى شفاعت به خويشاوندان آن حضرت اختصاص مىيابد . پس بدان كه هر مسلمانى انتظار شفاعت رسول خدا را دارد و تبار نيز لايق است كه بدان اميدوار باشد ولى به اين شرط كه تقواى الهى پيشه كند و بترسد كه خدا بر او خشم بگيرد و اجازهء شفاعت او را به كسى ندهد ؛ زيرا گناهان بر دو قسمند : الف - گناهانى كه موجب خشم خدا مىشود و اجازهء شفاعت او را نمىدهد . ب - گناهانى كه به سبب شفاعت مورد عفو قرار مىگيرد ، همانند گناهانى كه در محضر شاهان مىشود ، زيرا هر كسى كه در نزد شاه موقعيّتى دارد نمىتواند كسى را كه شاه سخت بر او خشم كرده است شفاعت كند . پس بعضى گناهان است كه شفاعت موجب رهايى از آن نمىشود و آيهء زير مفسّر آن است : وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى « 198 » و نيز گفتهء خداوند : مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ « 199 » ؛ و نيز گفتار خدا : لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلًا « 200 » ؛ و نيز آيهء :
--> ( 196 ) اين حديث بقيهء حديث پيشين است . ( 197 ) اين حديث را طبرانى در الاوسط از حديث عبد اللّه بن جعفر روايت كرده است ( المغنى ) . ( 198 ) انبياء / 29 : و آنها جز براى كسى كه خدا از او خشنود است ( و اجازهء شفاعتش را داده ) شفاعت نمىكنند . ( 199 ) بقره / 257 : كيست كه در نزد او جز به فرمانش شفاعت كند ؟ ( 200 ) طه / 108 : ( در آن روز ) شفاعت ( هيچ كس ) سودى نمىبخشد جز كسى كه خداوند رحمان به او اجازه داده و از گفتار او راضى است .